الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )

39

عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )

اسقف پيشاپيش آنان ايستاد و خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : « يا اباالقاسم ! پدر حضرت موسى كه بود ؟ » فرمود : « عمران . » پرسيد : « پدر حضرت يوسف كه بود ؟ » فرمود : « يعقوب . » پرسيد : « پدر تو كه بود ؟ » فرمود : « عبداللَّه پسر عبدالمطّلب . » گفت : « پدر حضرت عيسى كه بود ؟ » در اين هنگام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خاموش ماند تا جبرئيل عليه السلام بر وى نازل شد و اين آيه را خواند : « انَّ مَثَلَ عيسى عِندْاللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ المُمْتَرينَ » « 1 » همانا مثل عيسى در نزد خدا چون مثل آدم است كه او را از خاك بيافريد و به او گفت : موجود شو ، پس موجود شد . ( اين سخن ) حقّ از سوى پروردگار توست پس از ترديد كنندگان مباش . اسقف كه چنان ديد مبهوت و بيهوش گشت . چون به خود آمد ، سر را به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله برگردانيد و گفت : « آيا مىپندارى كه خداى متعال به تو وحى كرده است كه عيسى عليه السلام را از خاك آفريده است ؟ ميان وحىهايى كه به ما رسيده ، اين مطلب ديده نمىشود و اين يهوديان در وحىهاى خود آن را نمىيابند . » پس خداى متعال به پيامبر چنين وحى كرد : « فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ » « 2 » پس از آن كه به آگاهى رسيده‌اى ، هر كس در بارهء او با تو مجادله مىكند ، بگو بياييد تا حاضر آوريم ما فرزندانمان را و شما فرزندانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را ، ما خود و شما خود . سپس دعا و تضرّع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم . گفتند : « اى ابوالقاسم ! انصاف دادى ، بگو كه وقت مباهله كى باشد ؟ » فرمود : « به خواست خداى متعال بامداد فردا . » مسيحيان رفتند . يهوديان نيز رفتند ، در حالى كه با

--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيات 60 - 59 . ( 2 ) - همان ، آيهء 61 .